جهان در جان من لبریز و من حیران در خوابم چو می جویم ترا در خود، نمی یابم ، نمی یابم کویری تشنه کامم ، پی باریدن باران ببار بر من که بی لطفت ترا هرگز نمی یابم « چه داند جزء راه کل خود را - مگر هم کل فرستد رهنمونم » صدایت می زنم جانا ، نگاهم کن که رحمانی بدون حلقه ات یارب ، نشان از تو نمی یابم تنم تب دارد و گردم پی درمان بی تابی ببار بر جان تب دارم که درمانی نمی یابم بعد رجعت دوباره...
ما را در سایت بعد رجعت دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 133
ما سجده به خم گيسوي تو نموديم روزي كه تماشاي كل تو نموديم بي واهمه زنجير خرد پاره نموديم تا دست در آن حلقه گيس تو نموديم با رويش اولين دانه ادراك پروانه صفت رو به سوي تو نموديم در حلقه كيهاني دادي ندايم تا صحبتي از سلسله موي تو نموديم از نقطه خاموشي خوانديم صدافسون آن دم كه نظر نرگس جادوي تو نموديم بي بوي تو گلشن چو كوير است عادت به گل روي و بوي تو نموديم بعد رجعت دوباره...
ما را در سایت بعد رجعت دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 111
ما را در سایت بعد رجعت دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 163
ما را در سایت بعد رجعت دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 112
ما را در سایت بعد رجعت دوباره دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126